
کیست که نداند روزی باید با این دنیای فانی وداع کند ؟ و حال کیست که این گزاره را باور کند ؟ که اگر باور می کردیم و یاد مرگ مونس و همراه ما بود شاید امروز دنیای بهتری داشتیم و انسان بهتری بودیم .
عامل جدایی بین ما یاد مرگ چیست ؟
بنظر می رسد دنیای بظاهر متمدن امروز عامل غفلت ما باشد در دنیای غفلت زده ی امروز حتی مفاهیم و کلمات نیز از درون تهی شده اند برای مثال « آزادی » کلمه ای که هر کس به فراخور منافعش از آن استفاده می کند ! تبدیل به معکوس خود شده است در این دنیای فریبنده آزادی یعنی بندگی و بردگی شیطان ، شما آزادید هرگونه فساد و فحشایی را مرتکب شوید ولی اگر بخواهید واقعا آزاد باشید و آزادی را در اطاعت و بندگی خدا ببینید با شما برخورد می شود جامعه شما را طرد می کند و به شما انگ می زند .
اگر بخواهی سالم و پاک باشی و تن به این سبک زندگی ندهی و همرنگ جماعت نشوی آنوقت با اینکه جمعیت عظیمی اطرافت را احاطه کرده اند ، احساس غربت و تنهایی می کنی دیگر نمی توانی با آنها که بی صداقتی با دم و بازدمشان همدم شده ارتباط برقرار کنی تو را مسخره می کنند و چنان نگاهت می کنند انگار که از کره ی دیگری بر روی زمین فرود امدی و جالبتر آنکه آنها تو را نصیحت می کنند و به قول خودشان می خواهند راه و چاه را نشانت دهند و تو را به خاطر فرصت هایی که حق تو نبود و می توانستی آنها را تصاحب کنی و به خاطر ترس از خدا نکردی سرزنش می کنند .
و حال یک سوال آیا ما در عصر حاضر به زمان قبل از ظهور اسلام باز نگشته ایم ؟
عصر جاهلیت دوره ایست که به غلط فکر می کنیم بیش از 1400 سال است که از آن عبور کرده ایم ولی در حقیقت دوره ی حاضر عصریست که مردمانش روی عرب های دوران جاهلیت را سفید کرده اند اگر شک دارید چند تا از مولفه هایی که باعث شد آنها را جاهل بنامیم با زمان حال مقایسه کنید و در آخر خود قضاوت کنید آنها جاهلتر بودند یا ما ؟
شباهت های جاهلیت مدرن و سنتی : 1- غنا 2 – شراب 3 – فساد و فحشا 4 – قمار 5 – ربا 6 – کینه ، دشمنی ، جنگ و کشتار
برچسبها: جاهلیت, فساد و فحشا, یاد مرگ, تمدن, نقد مدرنیته

شاید بسختی بتوان ادعا کرد که در سرتا سر جهان رسانه ها با نفوذ وجودی مستقل داشته و آزادانه و بدون جانبداری به انتشار اطلاعات بپردازند ؛ در حقیقت آن چیز که در عمل وجود دارد این است که اکثر رسانه های دیداری ، شنیداری و نوشتاری ابزاری در دست صاحبان سرمایه و قدرت هستند تا بدین وسیله هژمونی خود را بر سایرین دوام بخشند .مثال نقض این موضوع ایالات متحده امریکا است .
آن چیزی که به نظر می رسد باعث ترس سایر ملت ها از امریکا است نه قدرت بلامنازع بلکه ترس از اعمال قدرت است چه بسا اگر به تاریخ مراجعه کنیم می بینیم همین کشوری که خود را ابرقدرت جهان می نامد در خلال جنگ جهانی دوم در مقابل جنگجویان ژاپنی مستاصل شده بود و اگر نبود استفاده بیرحمانه از بمب اتمی به این سادگی ها نمی توانست ژاپنی ها را وادار به قبول شکست کند .
نمونه دیگر کشور ویتنام است که نشان داد قدرت امریکا توهمی بیش نیست و چیزی که باعث می شود تا جهانیان امریکا را قدرت مند تصور کنند استفاده هوشمندانه از رسانه است که در صدر آنها می توان به فیلم های هالیوودی اشاره کرد .
اصلا چرا راه دور برویم همین کشور خودمان ، که در اوایل انقلاب وضعیت ایده آل و با ثباتی از نظر سیاسی و نظامی نداشت ولی توانست اغین ابر قدرت پوشالی را با تسخیر سفارت و گروگان گرفتن اعضای آن به مدت 444 روز تحقیر کند و بعد از آن نیز در طول جنگ تحمیلی توانست قدرت خود را در خلیج فارس طی در گیری های پراکنده ای که بین دو طرف پیش آمد دیکته کند .
و نمونه ی دیگری که در عصر حاضر شاهد آن هستیم کشور افغانستان است که فکر نمی کنم نیاز به توضیح داشته باشد و شاید بتوان گفت یکی از ریشه های بحران اقتصادی که جهان با آن دست و پنجه نرم می کند هزینه سنگین نظامی و تسلیحاتی است که طی یک مدت طولانی به کسری بودجه دولت آمریکا انجامیده است .
پس نتیجه می گیریم می توان بدون اینکه از قدرت استفاده کرد دیگران را از اعمال قدرت ترساند و بر آنها حکومت کرد و این نوع حکومت مخصوص طاغوت و شیاطین است زیرا تاج و تخت فرمانروایی شیطان بر قوه ی خیال و وهم ما بنا شده است کافی است بجای پناه بردن به خیال بسمت واقعیت حرکت کنیم و به جای تماشای فیلم و سریال که نقش ذائقه سازی و جهت دهی به ما را دارند و بین ما و واقعیت فاصله می اندازند اگر قصد تماشای چیزی را داریم اگر می توانیم از نزدیک و اگر امکانش وجود ندارد از مجموعه های مستند استفاده کنیم .
حال یک سوال پیش می آید آن اینکه ما در داخل با این بودجه عظیم و ظرفیت و نیروی انسانی که به صدا و سیما و رسانه ی ملی اختصاص داده ایم تا چه میزان برای صدور انقلابمان بهره برده ایم ؟
آیا رسانه ملی بدنبال بالا بردن سطح معنویت و بصیرت مردم است یا اینکه یا اینکه پست ترین و سخیف ترین نیاز ها و تمایلات نفسانی مردم را برای جذب مخاطب نشانه رفته است ؟
آیا رسانه ملی بستری مناسب برای گسترش بیداری اسلامی و ظلم ستیزی و زمینه سازی برای ظهور منجی بشریت است یا اینکه برعکس قصد دارد ما را از اهداف غایی انقلابمان به وشسیله ایجاد غفلت دور کند و دنباله رو شبکه های مستهجن خارجی برای جذب هر چه بیشتر مخاطب باشد ؟
برچسبها: رسانه, امریکا, صدا و سیما, انقلاب
آیا ما صرف شرکت در انتخابات به وظیفه ی خود عمل کرده ایم ؟ آیا انتخاب فرد اصلح کار آسانی است ؟ آیا بصیرت داشتن همان علم داشتن است ؟ آیا هرکس که توانست کاندیدای اصلح را شناسایی کند حتما به او رلی می دهد ؟ آیا امکان دارد در انتخاب نامزد مقبول تر دچار تضاد منافع شویم و بین دنیا و آخرت گیر کنیم ؟
از سوال آخر شروع می کنم ؛ بله می شود گاهی اتفاق می افتد که شما می دانی که چه کسی محق است ولی کس دیگری وجود دارد که صلاحیت ندارد ؛ ولی پول دارد ، منصب دارد ، دوست توست ، عهد خویشاوندی با شما دارد ، هم محلی و همسایه ی شماست و... به هزاران دلیل دیگر به نوعی با شما مشترکاتی دارد که اگر به هر ترتیب به جان و مال مردم تسلط پیدا کند در کنارش ممکن است یکسری منافعی برای شما داشته باشد .
یاد جمله ای از شهید آوینی افتادم : « چه جنگ باشد و چه نباشد راه ما از کربلا می گذرد » می توانید حسین زمان را یاری کنید و حر باشید و یا هوای ملک ری را در سر بپرورانید و از سیره عمر سعد پیروی کنید حال انتخاب با شماست ؟
بسم رب الشهداء و الصدیقین
برای اینکه بتوانیم یک حرکت یات جنبش را بررسی کنیم ابتدا نیاز است تا ریشه ها و سرچشمه ها ی آن را مورد بررسی قرار دهیم تا قادر باشیم درک صحیحی از خروجی این جریان داشته باشیم و احیانا در صورت لزوم آینده ی آن حرکت ها را پیش بینی کنیم.
بدون اینکه بخواهم حوصله ی شما را سر ببرم به جای حاشیه پردازی و مقدمه چینی به اصل ماجرا اشاره می کنم ؛ ریشه جریانی چون جنبش سبز مکتب عالم گیر،روشنفکر پسند و علمی لیبرالیسم است و ریشه جریاناتی چون انقلاب 57 ایران و 89 مصر و تونس مکتبی منطقه ای ، عوامانه و غیر علمی اسلام است.
حال ببینیم هر یک از این مکاتب به پیروان خود چه راهی را برای مبارزه و به پیروزی رسیدن نشان می دهند ؛ لیبرالیسم به مبارز انقلابی اش خودخواهی و فرد گرایی هدیه می دهد و اسلام به مبارز انقلابی اش ایثار و جهاد و شهادت .
در فرهنگ لیبرالیستی فرد مبارزه می کند و می کشد تا خود خوب زندگی کند که مثال بارز آن مدینه فاضله ی لیبرال ها ایالات متحده امریکا که مجبور است برای بقا و گردش چرخ منحوس اقتصادی اش دائما در دنیا جنگ افروزی کرده و انسان ها را قربانی کند و ناامنی و درگیری را گسترش دهد تا بتواند تسلیحات تولید شده ی خود را به فروش برساند .
این خودخواهی تا آنجا ادامه دارد که در حالی که در شاخ افریقا مردم از گرسنگی و سوء تغذیه رنج می برند یانکی ها به عنوان یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان و صادر کنندگان گندم در جهان این محصول غذایی حیاتی را به دریا می ریزد و نابود می کند تا قیمت جهانی آن کاهش نیابد .
جالب اینجاست با اینکه امریکایی ها خود حکومت لیبرال دموکراسی دارند ولی بهترین دوستانشان در جهان توسعه نیافته کشورهایی هستند که شیوه حکومتی آنه دیکتاتوری و مستبدانه است ؛ پس می بینیم که لیبرالیسم نتیجه ای جز خودخواهی و تلاش برای کسب زندگی راحت و همراه با رفاه حتی به قیمت جان انسان های دیگر و فقر و فلاکت و فحشا ی آنها ندارد ؛ بنابراین اگر از یک فرد لیبرال تظاهر به خداپرستی و دین داری دیدید فریب آن را نخورید و بدانید که این هم در جهت منافع خودخواهانه اوست و او خدارا نمی پرستد بلکه هوای نفس خویش را خدای خود قراار داده است { یاد کلام نورانی حضرت روح الله در مورد اسلام سرمایه داری و اسلام امریکایی افتادم ! }
اما برسیم سر مکتب اسلام که معمولا پابرهنه گان ،مستضعفان و عوام از تعالیم آن پیروی می کنند ؛ مکتب اسلام به مبارزش ازخودگذشتگی هدیه می کند ؛ مجاهد فی سبیل الله حاضر است با اشتیاق از جان شیرین خود بگذرد تا سایر مردم در راحتی و رفاه زندگی کنند در اینج یاد کلام اربابم حضرت سیداشهداء افتادم که فرمودند { من مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمان را جز خواری و زبونی نمی بینم }
و این نکته ی اساسی بین این دو فرهنگ است ، یک انقلاب با پول های حرامی که از بیت المال به غارت رفته و دلارهای کثیف امریکایی و صهیونیستی به پیروزی نمی رسد بلکه برای پیروزی باید خون داد و بذل جان کرد ؛ حال تصمیم با شماست که در کدام سنگر قرار بگیرید و چه مکتبی الهام بخش شما باشد ؟
نکته ای که می خواهم توجه شما را نسبت به آن حدیث و یا روایتی با این مضمون است که در دوره ی آخرالزمان از اسلام جز اسمی باقی نمی ماند و از درون تهی می شود به این معنی که به ظاهر اسلام اکتفا می شود و مسلمانان از عمل به بطن و جانمایه ی دین غافل می شوند که در زمان ما نمونه های فراوانی از این دست یافت می شود
به طور مثال به جای اینکه قرآن کریم کتابی برای چگونه زندگی کردن ما باشد و از این نعمت الهی به عنوان چراغی برای یافتن صراط مستقیم استفاده کنیم از آن برای مردگانمان بهره می بریم و هرگاه صدای قرآن را می شنویم اولین چیزی که به ذهن ما متبادر می شود این است که در این نزدیکی کسی از دنیا رفته است
استفاده ی دیگر با صوت خواندن قرآن است ولی کسی دنبال عمل به آن نیست ما تنها یادگرفته ایم این چراغ هدایت را با اشکال متنوع و زیبا به چاپ برسانیم و آن را در کتابخانه ، سفر هفت سین و در سر سفره عقد و... به عنوان تزیین استفاده کنیم
برای بالا بردن کیفیت ظاهری بناهای مذهبی سخت در تلاشیم ولی از پایین آمدن معنویت در این اماکن و تبدیل آنها به مکان های توریستی و تبدیل شدن آنها به محلی برای تفریح و سرگرمی مسافران داخلی و خارجی غافلیم
از شهدا تنها به چفیه ، پلاک ، پوستر ، عکس شهید و گریه های بدون معرفت و شناخت بسنده کرده ایم و پرچمی را که آنها برفراشته بودند به زمین گذاشتیم و غرق در این دنیای فانی شدیم آنها با جهاد و ایثار زنده ماندند و جاودانه شدند و کار حسینی کردند و حال که نوبت ما رسید و باید کار زینبی می کردیم آن را وانهاده و مردیم
ولایت فقیه را برای خود نردبانی پنداشته ایم که بتوانیم با حمایت بدون اعتقاد قلبی به اصل ولایت و ولایت پذیری از آن بالا رفته و در جهت رسیدن به پست و مقام ، قدرت و ثروت نامشروع گام برداریم
دستگاه سیدالشهداء برای ما تبدیل به بازیچه ای شده است که از آن همه جور استفاده ای می کنیم الا اینکه ذره ای تلاش کنیم تا از این چراغ هدایت برای پیدا کردن و پیمودن راهی که آن بزرگوار در جهت رسیدن به آن همه چیز خود را در راه معبود خویش فدا کرد بهره بگیریم
پست و مقام دولتی به جای اینکه در چشم ما مسئولیتی خطیر و باری سنگین باشد گوشت قربانی است که باید تا می توانیم خود ، نزدیکان ، خویشاوندان و دوستان را برای هرچه بهتر دریدن آن به یاری بطلبیم و به هیچ وجه نگران قبر و قیامت و حشرو حساب و کتاب نیستیم بی خود نیست که در روایات و احادیث داریم که در آخرالزمان اگر کسی با ایمان از دنیا برود فرشتگان تعجب می کنند
با همه این حرف ها مقصودم سیاه نمایی نیست بلکه نکته ای که می خواهم به آن اشاره کنم این است که به قول آن آیه ی قرآن داریم به خطا و اشتباه می رویم و این نفس سرکش به استعانت از شیطان رجیم این اعمال زشت را در نظر ما زیبا جلوه می دهد و نتنها احساس ندامت و پشیمانی نمی کنیم بلکه خود را یک مومن و مسلمان و شیعه دو آتیشه می دانیم که در دین داری هیچ کس به پای ما نمی رسد و اصلا دیگران را حتی به عنوان مسلمان هم قبول نداریم و با این همه اشتباه و خطا خود را لایق بهشت و سربازی آقا امام زمان (عج) می دانیم
خود را مسلمان می دانیم ولی بسیاری از ما تا به حال یک بار هم قرآن را از اول تا به آخر با توجه به معنی فارسی آن و برای عمل به آن نخوانده ایم خود را شیعه ی مرتضی علی می دانیم ولی خیلی از ما مدعیان یک بار تا به حال نهج البلاغه را نخوانده ایم تا بدانیم مولا که بود چه می گفت و از ما چه می خواست
اصلا دوست ندارم وارد قضیه لقمه حلال شوم زیرا در این دوره و زمانه و این بانکداری های اسلامی !!!! و این کسبه و بازاری ها که همه شان حبیب خدا هستند !!!! دنبال لقمه حلال گشتن اگر نگویم محال است بسیا بسیار کار مشکلی است ؛ کار دولتی که دیگر واویلاست اگر مدیر ، کارمند و کارگری را یافتید که از کار خود ندزدد و رشوه نگیرد و از خوان پرنعمت بیت المال تناول نکند سلام مرا به او برسانید و از او بخواهید برایتان دعا کند که دعایش در درگاه خداوند کریم مستجاب است
این موضوع جای حرف بسیار دارد ولی تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ؛ امیدوارم خداوند عاقبت همه ی ما را در آخر الزمان ختم به خیر کند
لیبرال ها براساس مبانی فکری خود ، به جدایی دین از سیاست معتقد بودند . آنها با آگاهی از نفوذ و قدرت رهبری روحانیت در مبارزه با استعمار ، تنها از دین و نقش روحانیت ، تا مقطع پیروزی و تحکیم قدرت خود ، به مثابه ابزار استفاده نمودند اما پس از آن خواستار حذف روحانیت از حکومت شده و این خواسته را عملی کردند .
ضروری است یادآوری شود که درگیری با روحانیت و اعلام عملی جدایی دین از سیاست ، نه تنها به سقوط دولت لیبرال و ملی گرای مصدق انجامید ، که موجب بازگشت استبداد و ورود و حاکمیت استعمار قویتر آمریکا بر سرنوشت ملت ایران شد .
در نهضت الهی پانزده خرداد 1342 ، به رهبری حضرت امام (ره) گروه هایی از لیبرال ها با سکوت خود ، به جنایات سلطنت پهلوی در کشتار مردم مسلمان و انقلابی و قلع و قمع روحانیت شیعه رضایت دادند . گروه های دیگر گستاخانه عمل کرده ، نهضت اسلامی مردم را در یک همسویی آشکار با رژیم طاغوتی محمدرضا ، حرکتی ارتجاعی خواندند .
مرحوم جلال آل احمد می نویسد:
(( از واقعه ملی شدن نفت به بعد ، تنها تصادم مردم مذهبی و فاقد رهبری را داریم در پانزده خرداد 1342 ، با قوای مجهز ارتش . در این واقعه نیز روحانیت به تنهایی عمل کرد . چرا که حتی روشنفکران زمان او را نماینده ارتجاع خواندند ))
در انقلاب اسلامی 1357 به رهبری حضرت امام (ره) ، موضع لیبرال ها ( نهضت آزادی ، جبهه ملی و ...) یا اصرار بر سازش با شاه و حفظ شاهنشاهی در ایران بود و یا براساس مبانی فکری خود با حاکمیت جمهوری اسلامی مخالفت می نمودند .
اولین دولت پس از انقلاب اسلامی را ، لیبرال های نهضت آزادی و جبهه ملی تشکیل دادند . وابستگی فکری و سیاسی آنها سبب شد تا با جاسوسی به نفع آمریکا ، به انقلاب و مردم ایران خیانت کنند .
درگیری با روحانیت از سوی لیبرال ها ، چه در دولت موقت و چه در اولین دوره ریاست جمهوری ، مشکلات بسیاری پدید آورد . رهبری و زعامت حضرت امام (ره) سد غیر قابل نفوذی بود و غرب گرایان نتوانستند چون مشروطه و یا نهضت نفت پیروز شوند . ولی آنها برای بیرون راندن روحانیت از صحنه و اجرای حکومت بدون دخالت دین ، غائله هایی برپا کردند . اندیشه لیبرالی آنها که با حاکمیت در تضاد بود ، حتی آنان را بر آن داشت تا با تروریست ها در دشمنی با نظام جمهوری اسلامی ، به توافق فکری برسند .
بدین ترتیب آنگاه که از نظر تروریست ها ، تنها راه رسیدن به حکومت غیر دینی ، ترور و از میان برداشتن رهبران برجسته روحانی ، و حامیان آنها تشخیص داده شد ، برخی از لیبرال ها به آرامی از کنار مساله گذشتند ، و برخی دیگر حامی و همگام عاملان آن جنایات شدند .
پس از افشای چهره حقیقی لیبرال ها ، حضرت امام (ره) از اینکه در شرایط و موقعیت خاص پس از انقلاب ، این گروه قدرت را در دست گرفتند ، و از حضور خود در حاکمیت علیه ملت و آرمان های او استفاده نمودند ، انتقاد میکنند :
(( ما هنوز هم چوب اعتماد های فراوان خود را به گروه ها و لیبرال ها می خوریم )) صحیفه نور ج 21 ص 96
هشدار امام (ره) در جای دیگر ، خطاب به ملت است که مدافعان لیبرال ها و تروریست ها را در بین خود نپذیرند :
((کسانی که از منافقین و لیبرال ها دفاع می کنند ، پیش ملت عزیز و شهید داده ما ، راهی ندارند)) صحیفه نور ج 21 ص 108
خطر حضور لیبرالیسم و پیروان آن در زوایای حکومت تا حدی بوده و هست که حضرت امام (ره) بعدا در پیامی مهم می فرمایند:
(( تا من زنده هستم ، نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال ها بیفتد )) صحیفه نور ج 21 ص 96
لیبرال ها که در کشورهای اسلامی به طور کلی ، و در کشور ایران ، به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، به صورتی شگفت آور در اندیشه قبضه کردن حکومت هستند به شیوه ها و ترفندهای گوناگون متوصل می شوند . درزمان حاضر نیز آنان را می توان به صورتی فعال در عرصه های سیاست اقتصاد و فرهنگ مشاهده کرد .
ادامه مطلب
به نام خالق بی همتا
مطالعه دقیق منابع اندیشه اسلامی ، مانند آیات ، روایات و سیره ی حضرت رسول صلی الله وعلیه و آله و امام علی علیه السلام ما را به این نکته رهنمون می سازد که برخلاف دیدگاه قرارداد اجتماعی – که منشاء مشروعیت همه ی مسائل سیاسی و حتی ملاک و معیار ارزشی را در رای اکثریت می داند - در اندیشه ی سیاسی اسلام ، اکثریت از آن جهت که اکثریت است ، اعتبار و ارزشی ندارد و مبنای هیچ گونه مشروعیت و مقبولیتی نمی باشد ؛ بلکه اکثریت از آن جهت که نمودار انسانی – اسلامی و منادی و مدافع حقایق راستین دینی و فضایل و کرامت های انسانی است ، محترم و مقبول است .
در قرآن کریم و دیگر منابع اسلامی به این دو نوع اکثریت اشاره شده است ؛ (( بندگان خدا کسانی هستند که سخنان را می شنوند و بهترینش را پیروی می کنند )) {سوره زمر آیه 18 } این آیه معیار ((احسن)) را برای گزینش مطرح می کند و نه کمیت افراد را .
امام علی علیه السلام می فرماید : (( در طریق هدایت و رستگاری ، از کمی نفرات وحشت نکنید ؛ زیرا مردم مردم در اطراف سفره ای اجتماع کرده اند که مدت سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است )) نهج البلاغه خطبه 201
در آیه ی 116 سوره انعام آمده است : (( اگر از بیشتر مردم روی زمین پیروی کنی ، تو را از راه خدا گمراه می کنند ؛ زیرا آنها تنها از گمان پیروی می کنند و تخمین و حدس {واهی} می زنند ))
در مقابل اکثریتی که تابع هواهای نفسانی و مطرود اسلام می باشند ، اسلام برای اکثریت هوشمند ، مومن و آگاه به مسائل ، ارزش بسیاری قائل است . اگر جامعه در چارچوب اسلام و اصول و ارزش های آن و با آگاهی و هوشیاری در مسائل سیاسی وارد شود و در راه یابی به حقایق و عدالت و یل تشخیص قانون درست از نادرست ، اختلاف پیش آید ، رای چنین اکثریتی بر رای اقلیت ترجیح دارد ؛ زیرا در این صورت اکثریت به واقعیت نزدیک ترند و آرای چنین اکثریتی را شرع و عقل تایید می کند .
نکته ی دیگری که در اینجا لازم به ذکر است ، جایگاه اکثریت در ارتباط با تشکیل حکومت اسلامی است ؛ اما قبل از پرداختن به آن ، باید توجه کرد که در اینجا مراد از مشروعیت ، مشروعیت به مفهوم مقبولیت و مورد رضایت مردم در حوزه ی جامعه شناسی سیاسی نمی باشد ؛ بلکه منظور مشروعیت به مفهوم حقانیت در برابر غصب ، یعنی ناحق بودن بودن حکومت در حوزه ی فلسفه ، کلام و حقوق سیاسی می باشد .
براساس آیات و روایات متعدد ، مشروعیت حاکم اسلامی – اعم از ائمه اطهار علیهما السلام در زمان حضور و ولی فقیه در عصر غیبت - وابسته به رای و رضایت مردم نمی باشد ؛ بلکه رای و رضایت و کمک و هم دلی مردم ، باعث به وجود آمدن و تحقق حکومت اسلامی می شود .
حکومت اسلامی بر اراده تشریعی الهی استوار است و رای خدا در همه جا مطاع است و اعتبار رای مردم ، تا وقتی است که با دین منافات نداشته باشد . براین اساس ، مبانی مشروعیت دینی ، محور است و مقبولیت مردمی با مشروعیت تلازمی ندارد . پس اگر نفوذ ولی فقیه از دست برود ، مشروعیتش از دست نمی رود .
با توجه به مفهوم و جایگاه اکثریت و نقش مردم در منابع و متون اسلامی ، روشن می شود که در اسلام ، به هیچ وجه ، دموکراسی به شکل غربی آن پذیرفته نیست . در اسلام نه دموکراسی مطلق است و نه به طور کلی به نظر مردم بی اعتنایی می شود . در قوانین ضروری و مسلم اسلام ، مردم حق دخالت ندارند و درباره ی مسائل شرعی نیز حق تنها با فقیه جامع شرایط است و مردم نمی توانند اظهار نظر کنند ؛ ولی در امور اجتماعی و مسائل سرنوشت ساز مانند اینکه چه کسانی احکام الهی را اجرا کنند نظر مردم محترم است.
با این بیان دیدگاه مردم در مسائل اقتصادی ، سیاسی ، نظامی ، امنیتی و اجتماعی دو انتخاب مسئولین اجرایی مورد احترام می باشد و آیین مقدس اسلام نیز همواره بر آن تاکیید کرده است
بسم رب الشهداء و الصدیقین
گویی در این انقلاب تنها مانده ایم . کسی نیست که بفهمد ما چه می گوییم . دوستانمان یکی یکی می روند و دیگران هم در انتظار .. می روند و می رویم ، تا شاید آیندگان را راهگشا باشیم . به هر کجا می رویم غریب هستیم همه باهم بیگانه شده اند. و ما خود نیز ، از خود بی خودان را می مانیم آنها از اینکه ما به راه جنگ کشیده شده ایم ، برایمان دل می سوزانند . گویی ما به منجلاب فسادی افتاده ایم که برای نجات نیاز به منجیانی آنچنانی داریم !
...ما هر چه در زندگی داشتیم به امان خدا رها کردیم ؛ دنیا را گذاشتیم برای اهلش ؛ برای آنها که دوست دارند مثل حیوان باشند . بدون اینکه تعهدی در قبال دیگران احساس کنند .
همیشه در معرض مهاجمان مغرض واقع هستیم که ، چرا رفته اید آنجا آشیانه کرده اید گویی ملک خدا ملک آنها است ، و برای ورود به آن اجازه از حضرات باید داشت .
درد من این است که بعد از این همه مدت باید به بعضی ها فهماند که این کشور درگیر جنگ است و بدتر از آن باید گفت که انقلابی شده...و حالا در زمانی واقع شده ایم که جوان های از خود گذشته اش هر لحظه در خون خود می غلتند تا از کیان اسلامی خویش دفاع کنند .
... گویی قلب همه قیراندود شده و چشم ها را پرده ای سیاه فراگرفته ، زبان ها سرخ و زهراگین است و قدم ها همه سست و لرزان ، چون اراده هایشان در تلاقی با سختی ها حرص می زنند . چون موش ، هر کس به سوراخ خود خزیده ، شکم ها انباشته از مالی که در حلالی آن شک باید کرد . حرف ها همه دوپهلوست ، صداقت کلام و شیوایی بیان گویی به گور سپرده شده ....
توی ترازوی کاسب محل ، یک طرفش جنس مشتری است و طرف دیگرش سنگ پدر سوختگی . اگر حرف هم بزنی گستاخ است و بی حیا ء تو را با توپ و تشر میخکوب می کند . انقلاب به مانعی بزرگ (هواهای درونی ) رسیده و برای عبور از آن خیلی ها در گل گیر کرده اند ؛ و بلند پروازان و نوراندیشان ، به سرعت نور عبور کرده اند . گویی مانعی در بین نبوده و اکنون در معراج ، به صف سرخ جامگان پیوسته اند و حریصان و دنیا طلبان درجا زده اند که بوی تعفن ، محیط شان را پوشانده .
امروز خداوند نعمت خویش را شامل حال ما بندگان نموده و با اعطای این نعمت بزرگ همگی در معرض یک آزمایش الهی قرار گرفته ایم . جنگ به پیش می رود و نق زنهای حرفه ای در جا می زنند جنگ به پیش می رود و راحت طلبان عافیت جو خودشان را به صندلی حب و جاه طناب پیچ کرده اند ؛ و در عزای از دست رفتن آزا دی های دموکراتیک سینه می زنند .
جنگ به پیش می رود و کاروان سلحشوران حماسه آفرین با گام های محکم ، کرم های ریشه خوار را زیر پا له می کنند و دل های ضعیف را درون سینه ها به لرزه وا می دارند . جنگ به پیش می رود و مدعیان دروغین خلق ، در پس شعار های رنگ و وارنگ ، استفراغ اربابان خویش را نشخوار می کنند
کرکس ها و لاشخورها در انتظارند تا روزی بر این انقلاب فرود آیند و هر کدام تکه ای را به یغما ببرند و این ما هستیم که با مبارزه ی خود آرزوی آنها را به گور خواهیم فرستاد ؛ و ان شاء الله همه این سختی ها سپری خواهد شد و پیروز بدر آییم ؛ و به جای پرداختن به منافع خود به منافع انقلاب بپردازیم . بجای دعوت به رخوت و سستی دعوت به مقاومت و پایداری کنیم و به جای رندی و تهمت و افتراء دروغ و تقلب و خودخواهی ، فداکاری و مردانگی و انصاف و مروت و مبارزه پیشه کنیم تابه یاری خدا نصرت و پیروزی حاصل شود .
خداوند عمر نوح به حضرت امام عنایت فرماید.
قسمتی از یادداشت های شهید بهروز مرادی
اين روزنامه سه بار در دوران فعاليت خود توقيف شد . اولين بار 30 د ي 1382 به مدت يك روز و در کنار روزنامه (( یاس نو )) ( به مدریت محمد نعیمی پور و نزدیک به جبهه مشرکت ایران اسلامی )
پيش از برگزار ي انتخابات مجلس هفتم و به دليل پوشش دادن اخبار مربوط به نامه اعتراضي نمايندگان مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب و حوادث آن زمان، توقيف شد و بار دوم در تار يخ 20 شهريور 1385 به علت انتشار كار يكاتوري تحقيرآميز توقيف شد . در همين ايام، اين تيم با حما يت جريان ليبرال و سرما يه دار كه عمدتاً دستي در فعاليت اقتصادي در حوزه نفت داشتند، هفته نامه ((شهروند امروز را راه انداختند . اين هفته نامه، فعا ليت خود را از اسفند 1385 آغاز كرد . تيم شرق پس از چند ماه و پس از رفع توقيف دوم، توانستند روزنامه را دوباره منتشر كنند . هم زمان روزنامه ((هم میهن ))
به مد ير مسؤو لي غلام حسين كرباسچي رفع توقيف شد و بدين ترتيب محمد قوچاني به هم ميهن رفت و تيم شرق، هر دو روزنامه را مجدداً منتشر ساختند . تيم شرق در قالب هفته نامه (( شهروند امروز ))
نيز موفقيت قابل ملاحظه اي يافت و توانست به شمارگان 50000 نسخه برسد . در اين نشريه محمد عطر يانفر(رئيس شوراي سياست گذاري)، محمد قوچا ني(سردبير) اكبرمنتجبي (دبير اجرايي) و رضا خجسته رحيمي (دبير تحريريه) بود
در اين ايام، روزنامه هاي شرق، هم ميهن و هفته نامه شهروند امروز، تشابهات فراواني در پرداختن به
موضوعات و ضر يب دادن به حوادث داشتند . تا اين كه روزنامه شرق برا ي سوم ين بار در 15 مرداد
به علت چاپ گفت وگو با يك شاعر همجنس گراي ايراني مقيم كانادا از ادامه انتشار بازماند.
هفته نامه شهروند امروز نيز پس از انتشار هفتادم ين شماره، در 15 آبان 1387 به علت (( غیر واقعی جلوه دادن برخی اقدامات دولت )) توقيف شد، اما گفت وگوهاي جنجا لي با خانواده آ ي ت الله حسن لاهوتي و دختران هاشمي رفسنجا ني و طرح شبهات نامعلوم درباره درگذشت وي ، در توقيف آن
بي تأثير نبود.
روزنامه شرق و هم چنين هفته نامه شهروند امروز، با الگوگيري از نشر يات معروف غربي مانند تايمز
نيوزويك و ... نوآوري ها و ابتكارات فراواني براي عرصه مطبوعات و حرفه روزنامه نگاري كشورداشتند اين نشريات اهميت ويژه به تار يخ معاصر، حوزه هاي علميه، هنر و سينما، خا نواده و ... مي دادند و ویژه نامه های ادبی و سیاسی بسیاری را منتشر کردند . اين نشريات عمدتاً دغدغه تغيير ارزش ها و هنجارهاي جامعه و نگرش ها و ترو يج ارزش هايي هم سو با ارزش هاي فرهنگ غرب ي داشتند . مباحث ترجمه اي، جايگاه و يژه اي در ا ين نشريات داشتند . در عرصه سياست خارجي هم در جهت گسترش روابط با كشورها ي غر بي و به ويژه آمر يكا، گام بر مي داشتند و به صورت علني و ضمني، انتقادهايي به جريان مقاومت اسلامي در كشورها ي اسلام ي وارد مي ساختند. اين نشر يات، چهره هاي اد بي، هنري،تاريخي، سياسي و مديريتيِ هم سو با خود را به جامعه معرفي كردند و ضمن نخبه پروري سياسي وادبي، چهره سازي هاي فراواني داشتند

همه ما شنيدهايم كه نوشابههای گازدار برای سلامتی مضر است،
اما آيا میدانيد:
· در بسياری از ايالتهای آمريكا، مامورين پليس راه دو گالن كوكاكولا در صندوقعقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك آن از جاده پاك كند.
· اگر تكهای از گوشت گاو را در يك كاسه كوكاكولا قراردهيد، پس از دو روز ناپديد میشود.
· برای تميز كردن توالت: يك قوطی كوكاكولا را داخل كاسه توالت بريزيد و يك ساعت صبر كنيد، سپس با آب پر فشاربشوييد. اسيد سيتريك موجود در كوكاكولا لكهها را از سطوح چينی میزدايد.
· برای برطرفكردن لكههای زنگ از سپر آبكرم كاری شده اتومبيل: سپر را با يك تكه كاغذ (فويل) آلومينيوم مچالهشده آغشته به كوكاكولا بساييد.
· برای تميز كردن فساد قطبهای باتری اتومبيل: يك قوطی كوكاكولا را روی قطبها بريزيد تا با غليان كردن، آن را تميز كند.
· برای شل كردن پيچ و مهرههای زنگ زده: تكهای پارچه را كه در كوكاكولا خيس شده است برای چند دقيقه بر روی پيچ و مهره قرار دهيد..
· برای پختن گوشت ران آبدار: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماهیتابه خالی كنيد، گوشت را لای كاغذ آلومينيوم بپيچيد; و داخل ماهیتابه بپزيد. سی دقيقه قبل از اتمام پخت، كاغذ آلومينيوم را باز كنيد، و آب گوشت را با كوكاكولای داخل ماهیتابه مخلوط كنيد تا سس قهوهای رنگ عالیای به دست آيد.
· برای پاك كردن چربی از لباسها: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماشينلباسشويی پر از لباسهای چرب خالی كنيد، پودر لباسشويی اضافه كنيد و ماشين را روی دور عادی روشن كنيد. كوكاكولا به تميز شدن لكههای چربی كمك میكند.
· كوكاكولا همچنين بخار آب را از روی شيشه جلوی اتومبيل تميز میكند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest درشمال ايالات متحده آمريكا، گاهی اوقات شيشه جلوی اتومبيل از بيرون بخار میكند كه با برفپاككن پاك نمیشود.

و جهت اطلاع شما:
· ماده موثر كوكاكولا اسيد فسفريك با PH برابر2.8 است. اسيد فسفريك ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل میكند. همچنين كلسيم را از استخوانها میزدايد و عامل اصلی افزايش روزآفزون پوكی استخوان است.
· برای حمل محلول كوكاكولا (محلول غليظ شده)، كاميونهای حامل بايد از علامتهای ويژه "مواد خطرناك" كه برای حمل مواد بهشدت خوردنده در نظر گرفته شده است استفاده كنند. (يكی - دوماه قبل يك كاميون حامل محلول غليظ شده نوشابه در سد قشلاق اطراف سنندج كه آب شرب اين شهر را تامين میكند، سقوط كرد. )
· توزيعكنندگان كوكاكولا بيش از ۲۰ سال است كه از كوكاكولا برای تميز كردن موتور كاميونهای خود استفاده میكنند.
و يك سوال، يك ليوان آب ميل داريد يا كولا؟

